تبليغاتX
عشق رفته از یاد


عشق رفته از یاد

صدای قلب عاشق چون برای دو نفر می تپد بلندتر است

سلام به همه

ممنونم از همه ی اونایی که هنوزم به من سر می زنن

نظر می دن

حتی  اونایی که نمی یان

حتی اونایی که نظر نمی دن

حتی شما که نیم نگاهی به شعرام میندازیو

بعد حوصله ی خوندنشو نداری.

این آّهنگایی که واستون گذاشتم خیلی قشنگه.

پیشنهاد میکنم دانلود کنید.

آلبوم چی کار کنم (حمید طالب زاده)

لحظه ی دیدار (مازیار فلاحی)

همه چی آرومه (حمید طالب زاده) لینک مستقیم. روی آهنگ راست کلیک کنید و گزینه ی Save Target az  رو انتخاب كنيد.

نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 19:48 توسط شیم شیم| |

خیلی راحت دلمو شکستی    

وفا نکردی به عهدی که بستی

رفتی و با غریبه نشستی     

چشاتو رو دلم به یک باره بستی

وقتی همه یادگاریامونو پس دادی  

انگاری همه وجودمو به باد دادی

نمی دونم هنوز  خاطره ها رو به باد دادی

که چطور گذشت بین ما روزگاری

دلم می خواد یه بار دیگه ببینمت

تو رو به آغوش بگیرمت

بگی می خوام بشینم پای دلت

بشم تا ابد رفیق راهت

ولی این ها همه اش یه رویاست

برگشت تو فقط تو قصه هاست

دیگه دل خوشیم به همین شعراست

دیگه همدم من همه ی غصه هاست

از تو  همین غصه برام موند

واسه دلی که از دلت یه لحظه غافل نبود

ببین قصه ی ما به کجا رسید

چشاتم که اشکو تو چشام دیدم

اما دم رفتن همه یادگاری ها حتی خاطره ها رو برداشتی

به جاش فقط همین حسرت تو دلم گذاشتی

اگه قسمتم نبودی اگه مال من نبودی

چرا اومدی تو سرنوشتم

گفتی تا ابد عاشقت هستم

آخه من که به پات نشستم

به عهد هم وفا کردم

حالا چطور شد که اینه جوابم

چطور می خوای بی تو زنده بمونم 

می خوام تا جون دارم به عشق تو بخونم

کاشکی نگی زیادیمه اگه عاشقت بمونم 

 

 

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 13:38 توسط شیم شیم| |

هر ترانه مي شه جرقه واسه گفتن شعري واسه چشات

هر ستاره تو خيالم مي شه غزل خون نگات

يه قلم و يه كاغذ شده تنها يارم

تنها كسي كه ديگه دارم

ديگه بعد تو با قلم و كاغذ درد و دل مي كنم

 تو نيستي و خاطره هاتو دوباره تكرار مي كنم

اي كه زندگي ام از اسم تو جون مي گيره

تو هموني كه دلم هر لحظه بهونه اتو مي گيره

ديگه با دلم نيستي تو

ولي هميشه دل تنگه واسه تو

نشد لحظه اي باشه كه نياي تو خيالم

نبود روزي كه از نبودنت من نبارم

گفتي ديگه تو رو ندارم

واسه نبودتم يه وقت نبارم

اما تو نديدي كه من بعد رفتنت چه كردم

چطور قصه امونو با گريه از بر كردم

من نمي دونم كه چي شد قصه ي متا به آخر رسيد

نفهميدم چرا ديگه دلت داي من رو نشنيد

حتي چشماي ناز تو ديگه التماس نگاهمو نديد

چشماي تو منو فقط يه غريبه ديد

شايد واسه همينم تونستي به راحتي تنهام بذاري

ديگه تا ابد منو به يادتم نياري

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 11:13 توسط شیم شیم|

يادته من چشام تشنه نگاه تو بود

اما تو چشات به يه جاي ديگه خيره بود

دستاي تو از من جدا شد

حتي اسمم برات غريب و نا آشنا شد

وقتي تو با غريبه نشستي

آروم و بي صدا دلم رو شكستي

به خواسته ي دلت يا نخواست دلت

سرد و غريبه شد با نگام نگاهت

تو مي گفتي مي رم اما يه چيز ديگه اي مي گفت چشات

انگاري شنيدم كه مي گفت گاهي تنگ مي شه دلم برات

كاشكي يه گوشه ي خاطرت بمونه اسمم موندگار 

اسم هموني كه روزي بودش واسه ي تو يه يار وفادار 

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 11:13 توسط شیم شیم|

شايد يه روزي تو رو از ياد ببرم

ولي ازم نخوا كه نفرين سيامو پس بگيرم

آخه سخته كه تو رو كنار يكي ديگه ببينم

يا واسه تلافي دستاي يكي ديگه رو ببينم

من خواستم كه به پاي تو بشينم

كه تو باور كني براي تو عاشق ترينم

ولي تو كم تري از يه آدم

 مي خوام ببرم تو رو ازيادم

تو خراب كردي تو دلم روياي قشنگم

منم رو اسم تو يه خط قرمز مي كشم

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 11:8 توسط شیم شیم|

به چشات که نگاه کردم امشب

چشات قشنگ تر بود از هر دم

کی فکرشو می کرد اینبار

قرارمون می شه یه دیدار

برای آخرین بار

که بهم بگی خدانگهدار

بوسیدی منو زیر نور مهتاب

گفتی که می ری ولی برمی گردی

نمی شی یه رویا توی خواب

 

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 11:1 توسط شیم شیم|

Fekr mikardam dosam dare
Vaghti ke dastasho too dastam mizare
Nadonestam ke mikhad ro delam pa bezare
Bereo dige ta aabad tanham bezare
Too delam eshghe un jai nadare
Un ke khabar az delam nadare
Khoda kone too eshghe baadisham kam biare
Dige ta aabad cheshash bebare
Be har ki ke mige doset daram tanhash bezare
Rozi berese bebine kasi uno be yad nadare
Kash too hame tanhaiash tanhaie mano be yad biare
Un lahza ro bebine kasi ro nadaram dare tanham mizare
Kasi ghadde un nefrine siah poshte saresh nadare

نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 15:51 توسط شیم شیم| |

تو كه دوسم داري چرا تنهام ميذاري

تو كه يه دل نگرون داري

چرا منو تو غم و غصه جا مي ذاري

از عذاب من چي مي خواي به دست بياري

آخه يه بارم كه شده بگو به چه جرمي

واسه دل بي كسم نفرين داري

مي دونم تو عشقمو باور نداري

مگه تو نمي دوني هيچي از عاشقي

دل من تو آتيش عشق مي سوزه

تو بيا منجي باش نذار بيشتر از اين تنها بمونه

نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 15:41 توسط شیم شیم|

saLam bE haAAaaMeeeeeeEeeeEee!

midoWnid emRoZ che rZie?

emrOz 17 eSfanDe YaNi roZe taVaLLoDe maN!!!!!!!!!!

zoD biYaN kaDohatOnO beDn!

HMmmm……

kaDo chI mIkhaY beD?

maN aSlaN raZi be zaHmaTe hiCh kodoMeton NiStaMaAaaaA!!!

Hala K daRin zaHmaT mikEshIn & eSrar daRid k mano shaRmaNde koNid baSHe eyB nadaRe ghaBooOooooOooL!!

نوشته شده در شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 16:52 توسط شیم شیم| |

سلام

امیدوارم حال همه اوتون خوب باشه. امروز خیلی کسل کننده اس. شاید مدرسه بهتر بود

نمی دونم!!! حوصله ام سر رفته نمی دونم چی کار کنم؟؟!! بیرونم که نمی شه رفت!

آآآآآآآآآآآآآآآآخ! شما بگید چی کار کنم دارم دیوونه می شم این تعطیلی بدون مسافرت خیلی مذخرفه.

این الناز هم که پاشده رفته کرج منم که غیر از اون کسی رو ندارم هر چند اگرم بود که جایی نبود پاشیم بریم ولی خوب از هیچی که بهتر بود نبود؟؟

حداقل اگه بود این طوری حوصله ام سر نمی رفت.

اگه کسی غیر از اونم باشه بهم خوش نمی گذره می دونی که چی می گم؟؟!

فقط با خودش مچم.با این که مدت کوتاهیه با هم آشنا شدیم ولی همدیگرو خیلی خوب می فهمیم.

حوصله ام سر رفتههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه!

شما بگید چی کار کنم؟

نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 15:43 توسط شیم شیم| |

سلام به همه دوستای نازنینم و کسایی که لطف کردنْ به من سر زدن

دوستای خوبم این شعری که اینجا گذاشتم از یکی از صمیمی ترین دوستامه و این که نظر شما خیلی مهمه

اگه می شه یه لطفی کنیدْ نظرتون رو بگید.

نظر همه ی شما مهمه حتی تو عزیز دلم

راستی بچه ها امروز اولین روز اسفنده!

من عاشق این ماهم. 

نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 2:38 توسط شیم شیم| |

ميخوام رگمو بزنم بازم تشنه به خون شدم

بازم می خوام خون بخورم بازم دوباره هار شدم

انگار پستی قلبمو با دندوناش گاز می گیره

انگاری مرگمو می خواد به انتظارم می شینه

تنها کسی که هیچ کجا رها نکرد قلبمو

غصه و زجر و پستیه اونه که می خواد دستمو

می رم تو وجود بدی می شم قاتل خوبی

می رم تو دریای خونو می شم پری پستیا

رو خوبی خط می زنم خون خوبارو می خورم

گردن عشقّ عاشقّ با دندونام می جوم

رخنه می دم سیاهی رو توی وجود خالیم

می فهمونم که می تونم من از هر ترس عاریم

توی چشای قرمزم آتیشّ شعله ور کردم

نفرتّ توی هر رگم با خون شیطون بند زدم

می رم به شهر مرده ها می گم که سر دسته منم

یه مرده ی تو دنیاام می گم که سیطنیسم منم

curse

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 16:25 توسط شیم شیم|

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد.
در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید.
عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند.
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند.سپس به او گفتند: باید از تو عکسبرداری شود تا مطمئن شویم جایی از بدنت آسیب دیدگی یا شکستگی نداشته باشد.
پیرمرد غمگین شد،گفت خیلی عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست.
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند .
او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. امروز به حد کافی دیر شده نمی خواهم
تأخیر من بیشتر شود !
یکی از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند.
پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی مرا هم نمی شناسد !
پرستار با حیرت گفت : وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هرروز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟

پیرمرد با صدایی گرفته،
به آرامی گفت :
اما من که می دانم او چه کسی هست.
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 15:37 توسط شیم شیم| |

 

دلم هواتو کرده

کاش برمیگشتی....

نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 22:24 توسط شیم شیم| |

خبر اول:برای همه اونایی که مهمه برای همه ی اونایی که مهم نیست الناز حالش خوبه

خبر دوم:جرئت رگ زدن رو پیدا کردم(در اولین فرصتِ ممکن تجربه اش هم کردم)

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 1:41 توسط شیم شیم| |

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 17:58 توسط شیم شیم| |

اون که همه ی دنیای منه اونی که تمام زندگی منه داره می ره به یه جایی که دیگه برگشت نداره....

نمی دونم الان حالش چطوره هنوز قرصا اثر کرده یا نه؟!!!

اون همه قرصی که خورد.

جرئت نکردم رگمُ بزنم. ولی اگه زنده نمونه باور کن منم زنده نمی مونم باور کن....

اگه می تونی دعا کن زنده بمونه تا منم زنده بمونم.

خدایا قسمت می دم به پنج تن الناز من زنده بمونه.......

بدون اون زندگی برای من یعنی پوچ..........

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 15:13 توسط شیم شیم| |

 
ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 16:40 توسط شیم شیم| |

 

نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 4:18 توسط شیم شیم|

دلم بد جوری گرفته

 

حتی یه کاغذ جلوم نیست

 

که روش خط خطی کنم

 

حتی یه آیینه نیست

 

که توش نگا کنم و  بغضمو بشکنم

 

حتی یه دوست نیست

 

که به حرفام گوش بده

 

حتی یکی نیست منو به یادش بیاره

 

حتی اونی که من به یادش زنده ام

 

اسمم به یاد نداره

 

نمی دونم خاطره ها دارن عذابم می دن یا رویاها

  

خوش به حالش همه خاطره ها رو دور ریخته

 

تو یه شب...؟؟؟؟

 

یه هفته....؟؟؟؟

 

یه ماه...؟؟؟؟

 

شایدم تو یه لحظه

 

همه چی از یادش پاک شده

 

کاش منم می تونستم

 

خاطره هامو بریزم دور

 

هیچ کدومشو به یاد نیارم

 

کاش منم می شدم 

 

 یه سنگدل مثل تو

 

دیگه به یادت نمی موندم

 

کاش عاشق نمی شدم

 

 کاش این همه دل تنگه تو نمی شدم

 

کاش این همه دوست نداشتم

 

کاش هیچ وقت با هم آشنا نمی شدیم

 

کاش هیچ وقت نمی فهمیدی

 

که دوست دارم

 

کاش به آرزوهام برسم

 

کاش یکی پیدا بشه بهم امید بده

 

کاش یکی یه راهی برای

 

به تو رسیدن بهم نشون بده

 

کاش یه روز به تو برسم

 

کاش یه روز که خورشید طلوع می کنه

 

یکی پیدا بشه بگه تو قدرمو می دونی

 

دیگه دوسم داری

 

دیگه تنهام نمی ذاری... 

نوشته شده در شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 22:35 توسط شیم شیم| |

سلام

تو رو خدا برام دعا کنید

آخه فصل امتحاناس

 

نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 6:1 توسط شیم شیم| |

اول سلام

داشتم نوشته هامو نگاه مي كردم.

ديدم كه چقد چرت و پرت زياد نوشتم

شايد ديگه عاشق نمونم...

اگه نظري داري كه به دردم بخوره بگو.

نوشته شده در جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 16:29 توسط شیم شیم| |

مي دونم دوسم داري...

ولي مي ترسم...

اگه يه روز تنهام بذاري...

بگي از امروز ديگه منو نداري...

منو با يه عالمه خاطره جا بذاري...

نگاتو ازم بگيري....

بگي تو منو دوسم نداري...

من مي رم از اين كره خاكي...

تو بهم مي گي يه وقت برنگردي...

اگرم برگردي ديگه منو نداري...

پاتو تو رويام نذاري...

ردت رو تو زندگي ام جا نذاري...

برام اشكي نريزي...

به ياد من نموني...

به پاي من نسوزي...

با روياهام زندگي تو نسازي...

بعد من دل به كسي نبازي ولي من همه ي دنيامو به تو باختم...

تو خودت خبر نداري...

نوشته شده در شنبه نهم آذر 1387ساعت 14:28 توسط شیم شیم| |

ثانيه قشنگي كه از اينجا برم

كسي نگاش برام تر نمي شه

مي دونم

بعد از اونم كسي دلش برام تنگ نمي شه

اونم مي دونم

ديگه به اين دنيا بر نمي گردم

خبر دارم

تو خواب كسي هم نمي يام

از اونم خبر دارم

ديگه تو ذهن كسي هم نمي يام

خودم نمي خوام

ديگه كسي محاله منو يادش بياره

مي دونم

مي دونم كسي دوسم نداره

همه اشو مي دونم

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 18:22 توسط شیم شیم| |

نمي دوني چه حس قشنگيه وقتي كه تنهايي

نمي دوني چه حس قشنگيه وقتي كسي رو نداري

نمي دوني چه حس قشنگيه وقتي كسي نباشه دركت كنه

نمي دوني چه حس قشنگيه وقتي همه دلت رو ميشكونن

نمي دوني چه حس قشنگيه وقتي كسي دوست نداره

نمي دوني چه حس قشنگيه وقتي كسي به يادت نيست

نمي دوني چه حس قشنگيه وقتي كه اشكات تنها همدم دلته

نمي دوني چه حس قشنگيه وقتي كه به هيچي اميد نداشته باشي

نمي دوني چه حس قشنگيه وقتي كه هيچي برات قشنگ نباشه

نمي دوني چه حس قشنگيه وقتي كه هيچي برات مهم نباشه

نمي دوني چه حس قشنگيه وقتي كه از زندگي خسته شده باشي

نمي دوني چه حس قشنگيه وقتي فقط يه آرزو داشته باشي

نمي دوني چه حس قشنگيه وقتي كه آرزوي مرگ توي قلب شكسته ات داشته باشي

نمي دوني چه حس قشنگيه وقتي كه من همه اين حس ها رو دارم

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 15:52 توسط شیم شیم| |

نمی دونی چه سخته که یکی دنیات باشه ولی ولی اون نخواد که حتی تو دنیاش باشی

نمی دونی چه سخته که یکی حتی اسم تو رو یادش نباشه ولی تو همه لحظه هاتو به یاد اون زنده باشی

نمی دونی چه سخته که یکی مال همه باشه ولی نخواد نه مال تو باشه نه حتی تو یه لحظه تو خاطره هاش باشی

نمی دونی چه سخته که همه دنیا کنارت باشن ولی وقتی یکی کنارت نباشه بخوای احساس تنهایی داشته باشی

نمی دونی چه سخته که وقتی همه شادن و خندون تو بخوای فکر بغض تو گلوت باشی

نمی دونی چه سخته که وقتی هق هق گریه امون نمی ده تو ذهن همه یه بی خبر از گریه باشی 

نمی دونی چه سخته که نخوای صدای کسی رو بشنوی ولی منتظر یه صدایه کوچیک از یکی باشی

نمی دونی چه سخته که از همه نگاه ها خسته شی ولی منتظر یه نگاه از یکی باشی

نمی دونی چه سخته که نخوای کسی  حرف بزنی ولی تشنه حرف زدن با یکی باشی

نمی دونی چه سخته که  حالت بده بد باشه ولی وقتی یکی می پرسه چطوری بخوای خوب باشی

نمی دونی چه سخته که وقتی بغض تو گلوته بخوای جلوی یکی خندون باشی

نمی دونی چه سخته که همه حرفای دلت رو جمع کنی تا به یکی بگی ولی وقتی بپرسه حرفای تو چیه بخوای حرفی نداشته باشی

نمی دونی چه سخته که بدونی یکی هیچ وقت برنمی گرده ولی بخوای تا قیامت منتظرش باشی

نمی دونی چه سخته که همه بخوان برات جون بدن ولی تو خیلی وقت باشه که برای یکی جون داده باشی

نمی دونی چه سخته که...

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 1:32 توسط شیم شیم| |

نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 2:9 توسط شیم شیم|

نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 2:1 توسط شیم شیم| |

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 17:42 توسط شیم شیم| |

تقدیم به اون گلی که  عکس خوشگل خواسته بود

 

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 2:29 توسط شیم شیم| |


Design By : Night Skin